خواجه نصير الدين الطوسي
92
اخلاق ناصرى ( فارسى )
شجاعت صادر شده است مصداق اين معنى است و آنسخن اينست : قال عليه السلام لا صحابه يا ايها الناس انكم ان لا تقتلوا تموتوا و الذى نفس ابن ابيطالب بيده لالف ضربة بالسيف على الرأس اهون من ميتة على الفراش . و حال شجاع در مقاومت هواى نفس و تجنب از شهوت همين حال بود كه گفتهاند . و هركه حد شجاعت كه پيش از اين ياد كرديم تصور كرده باشد داند كه افعالى كه برشمرديم هرچند شبيه است بشجاعت ، اما از مفهوم شجاعت خارج است و معلوم او شود كه نه هركه بر اهوال اقدام نمايد يا از فضايح نه انديشد شجاع بود . چه كسانى كه از ذهاب شرف و فضيحت حرمت باك ندارند يا از آفتهاى هايل ، چون زلازل سخت و صواعق متواتر و يا از علتهاى مزمن و امراض مؤلم يا از فقدان ياران و دوستان ، يا از موج و آشوب دريا در وقتى كه در معرض اين بليات باشند خائف نشوند بجنون يا وقاحت نزديكتر باشند از آنكه بشجاعت . و همچنين كسى كه در حال امن و فراغت خويشتن را در خطر افكند بدان وجه كه بر طريق آزمايش از بالاى بلند بجهد يا بر روى ديوارى يا كوهى تند خطرناك برشود ، يا خويشتن را در گردابى افكند و در سباحت ماهر نبود ، يا بىضرورتى در معرض شترى مست يا گاوى نافرهيخته يا اسبى تند رياضت نايافته بشود تا بشجاعت فراكند و مقدار خود در مردى و قوت بمردمان نمايد نسبت او بتصلف ( لاف زدن ) و حماقت بيشتر باشد از آنكه بشجاعت . و اما افعال كسانى كه خويشتن را خفه كنند يا بزهر بكشند يا در